تبليغاتX
یا اباصالح المهدی ادرکنی
هدیه به پیشگاه مقدس امام عصر(عج)

شهادت ششمين نور ولايت,و رئيس مذهب شيعه

             صادق آل محمد(ص)

     را به همه شيعيان جهان و به خصوص            

          حضرت صاحب الامر(عج)

           تسليت عرض مي نمايم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 18:30  توسط م.گ  | 

-   گلها را ببوييد.

-         موهای خود را شانه بزنيد.

-         لبخند بزنيد.

-         نفس عميق بکشيد.

-         با دوستی همراه وهمراز , درد دل کنيد.

                                         اين مطلب ادامه دارد... .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 20:7  توسط م.گ  | 

در آيات قرآن و روايات, زياد اين مضمون به چشم ميخوردکه خداوند فلان پيغمبر ويا فلان بنده صالح ديگر را در معرض بلاها و شدائد قرار داد؛ يا مطالبی از اين قبيل... . مانند:

« خداوند بنده مؤمن را به وسيله يک سختی و مشکل, ياد می کند و مورد نوازش قرار

می دهد؛ همانطور که يک مرد در وقتي که در مسافرت است با فرستادن يک هديه, خاندان

خود را ياد می کند و مورد نوازش قرار می دهد.» [کافی,جلد 2 ,ص253 ]

يا در حديث وارد شده که :

« خداوند وقتی بنده ای را دوست بدارد , او را در شدائد, غرق ميکند. » [ همان مدرک ]

ممکن است که اين شبهه در ذهن ايجاد شود که :«چگونه لطف و محبت خداوند و رضايتمندی خداوند ازکسی, اقتضا می کند که او را با شدائد و مشکلات مواجه کند؟ زيرا لازمه مهر ومحبت , فراهم نمودن موجبات خوشی و آسايش است نه موجبات سختی و عدم آسايش... ». باز يک نوع تعبير ديگری در زبان قرآن و سنت هست که سؤال ديگری پيش مي آورد و آن , تعبير<امتحان> است.خداوند بندگان را بوسيله شدائد و بلايا امتحان می کند؛آخر,خداوند عليم چه نيازی به امتحان کردن بندگان خود دارد؟  مگر نه اين است که خداوند از باطن کار مردم,و از همه امور ديگر با خبر است؟پس <امتحان الهي> يعنی چه؟

         

          نقش سازنده شدائد

جواب اين دو سئوال,آن هنگام روشن مي شود که فلسفه بلايا, شدائد و سختيها و اثر آنها در وجود آدمی معلوم شود؛ و مشخص شود که بسياری از کمالات جز در مواجهه با شدائد و سختيها, جز در مواجهه با تصادمها و اصطکاکهای سخت... ,حاصل نمی شود.نبايد تصور کرد که اثر بلايا و شدائد و سختيها؛فقط منحصر به ظاهر کردن و نمايان نمودن گوهر واقعی است(مانند يک معدن در زير خاک؛ و اثر شدائد فقط نمايان کردن محتويات درون خاک باشد, و اثرديگر نداشته باشد...)؛ اصلا و ابدا اينگونه نيست, بالاتر است.

شدائد و سختيها وبلايا, اثر تکميل کردن, تبديل کردن, وعوض کردن دارد؛کيمياست؛ سازنده است؛ از موجودی, موجود ديگر می سازد؛ از ضعيف قوی می سازد؛ از خام, پخته مي سازد؛ و پست را به عالی تبديل می کند... خلاصه آنکه,نه تنها نبايد اين امور را قهر و خشم خدا, ناميد بلکه بر عکس بايد آنها را جلوه ای از رحمانيت خدا نسبت به ساير موجودات, از جمله انسانها دانست.

  

ای جــفای تو ز راحـت خوبــتر           انــتقام تــو ز جــان مـحبـوبتر           عــاشقم بر لطف وبر قهرش به جد           ای عجب من عاشق اين هر دو ضد

در اين ميان عناصر قابل, استعداد خود را بروز داده و حداکثر استفاده را از اين لطفهای قهر نما و نعمتهای نقمت صورت مي برند. اينگونه اشخاص مايه دار, کاملا از شدائد موجود بهره مي برند و هر چه بيشتر در مسير تکامل قدم برمی دارند .پس جواب سئوال اول که:«چگونه لطف و محبت خداوند و رضايتمندیخداوند ازکسی, اقتضا می کند که او را با شدائد و مشکلات مواجه کند؟»مشخص شد؛ اما سئوال دوم هنوزبدون جواب مانده است و ما در زير به اين مهم نيز       می پردازيم.

 

        امتحان الهی

جواب اين سئوال در خلال اطلاعات پيش گفته دانسته می شود, اما توضيح بيشتر لازم است:

يک وقت لازم است برای تبديل مجهول به معلوم, چيزی را مورد امتحان قرار دهند؛ برای اين کار مقياسی رابه کار می برند. به طور مثال برای دانستن وزن واقعی جسم, آن را در ترازو می گذارند. ترازو فقط وسيله توزين است و تاثيری در وزن جسم ندارد. همچنين است ساير ميزانها و مقياسها...

همانگونه که می دانيد امتحان دو معنا دارد؛يکی کشف مجهول, و ديگری به فعليت آوردن و تکميل چيزی.قدر مسلم معنای اول درباره خداوند مصداق ندارد؛ چرا که او عليم است و لازمه علم او اينست که بر همه چيز احاطه داشته باشد؛ پس ناچاريم به سراغ معنای دوم برويم.

خداوند که بوسيله بلايا و شدائد, امتحان می کند, به معنی اينست که بوسيله اينها هر کسي را به کمالي که لايق آن است می رساند,در واقع فلسفه شدائد و بلايا فقط سنجش توسط ميزان و مقياس نيست, بلکه افزودن بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصيت آن بنده است.امتحان نمی کند که بهشتي واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود؛ امتحان می کند تاآن که می خواهد به بهشت رود,در خلال همين شدائد,خود را شايسته و لايق بهشت کند و آن که لايق نيست, سر جای خود بماند.و اينست معنای واقعی شدائد... .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 6:28  توسط م.گ  | 

-         شکر گذار الهی باشيد.

-         دعا و نيايش کنيد.

-         بيشتر سکوت کنيد و با صدای ملايم صحبت کنيد.

-         باغبانی کنيد« هر چند به اندازه يک گلدان ».

-         به صدای آواز پرندگان گوش بسپاريد.

                                                

                                         اين مطلب ادامه دارد... . 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 20:39  توسط م.گ  | 

روزی مردی خواب عجيبی ديد. ديد که رفته پيش فرشته هاو به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود, دسته بز رگی از فر شتگان را ديد که سخت مشغول کا رند و تند تند نامه هايی را که توسط پيکها  از  زمين  می رسند  باز  ميکنند و  آنها  را  داخل  جعبه هايی  می گذارند. مرد از فرشته ای پرسيد: "شما چکار دارد می کنيد؟"  فرشته در حالي که داشت نامه ای را باز        می کرد, گفت : اينجا بخش دريافت است و ما دعا ها و تقاضا های مردم از خداوند را تحويل  می گيريم. مرد کمی جلوتر رفت.  باز  دسته  بزرگ  ديگری از فرشتگان را ديدکه کاغذهايی را داخل پاکت ميگذارند وآنها را توسط  پيکها يی به  زمين  ميفرستند. مرد پرسيد: شماها چکار می کنيد؟ يکی از آنها با عجله گفت: اينجا  بخش  ارسال است, ما الطاف و رحمتهای خداوند را برای بندگان به زمين ميفرستيم. مرد کمي جلوتر  رفت  و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته. با تعجب از فرشته پرسيد: شما اينجا چه ميکنی و چرا  بيکاری؟  فرشته  جواب  داد: اينجا  بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده, بايد جواب بفرستند؛ولی فقط عده بسيار کمی از مردم جواب ميدهند.

مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه ميتوانند جواب بفرستند؟فرشته در حالی که آه ميکشيد, پاسخ داد:    «بسيار ساده؛ فقط کافيست بگويند:خدايا شکر...»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 21:15  توسط م.گ  |