تبليغاتX
یا اباصالح المهدی ادرکنی
هدیه به پیشگاه مقدس امام عصر(عج)

اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست

اين چه شمعيست که جانها همه پروانه اوست

فرا رسيدن ماه محرم,ماه پيروزی خون بر شمشير گرامی باد.

یا حسین (ع)

 با اميد به آنکه,تا رسيدن به خط سبز مهدويت؛ادامه دهنده خط سرخ حسينی باشيم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 6:37  توسط م.گ  | 

مباهله پيامبر(ص) با مسيحيان نجران

پيامبر بزرگ اسلام (ص) در راستای ماموريت الهی و جهانی خويش, نامه به بزرگان

و سران قدرتهای همجوار می فرستاد و آنها را به دين مبين اسلام فرا مي خواند. بزرگ

مسيحيان نجران هم يکی از کسانی بود که پيامبر برای او نامه فرستاد.اما او نه تنها از

اين دعوت استقبال نکرد,بلکه بسيار به فکر فرو رفت و قدرت خود را در خطر ديد؛

لذا با مشاوران خود به مشورت پرداخت تا شايد راه حلی بيابد و خلاصه طوری برخورد

کند که نه سيخ بسوزد نه کباب. اما از اين رهگذر هم چيزی عايدش نشد...

بالاخره به اين نتيجه رسيد که برای حل مسالمت آميز مساله,هيئتی را به سوی مدينه,مرکز حکومت اسلامی,رهسپار کند تا با پيامبر در اين زمينه گفتگو کنند,تا شايد به نتيجه ای دست پيدا کنند...

 

هيئت اعزامی,در مدينه با هدايای فراوان به ديدن پيامبر رفتند و با او در اين مورد به گفتگو نشستند و از او درباره حضرت عيسی(ع),سؤال کردند.پيامبر در باره حضرت عيسی مسيح(ع),آياتی از کتاب مقدس قرآن تلاوت فرمودند؛همچنين فرمودند اگر اين سخنان را درباره پيامبر دين خود قبول نداريد,بايد با هم مباهله کنيم,يعنی با اهل بيت خود و زنان و فرزندانمان يکجا جمع شده و دست به دعا برداريم و لعنت خدا را بر دروغگو,از درگاه خدا[که هر دو نيز به آن اعتقاد داريم]بخواهيم.

مسيحيان برای مشورت در اين مورد مهلت خواستند.پس در اين مورد به گفتگو نشستند و هر کس نظری داد. باهوشترين آنها گفت:اگر او(پيامبر)پادشاه مقتدري باشد؛ما که در همسايگی او هستيم با او به مخالفت بر خيزيم از آتش خشم او در امان نخواهيم بود,و اگر او به راستی پيامبر خدا باشد, اگر از درگاه خدا چيزی بخواهد بی شک مستجاب خواهد شد و در مباهله ما شکست خواهيم خورد وضمنا فردا با اهل بيت خود خواهد آمد که همانا دختر, داماد و نوه هايش مي باشند.

 

و روز مباهله همگان ديدند که پيامبر(ص) در نهايت متانت و آرامش در حاليکه به همراه نوه های خود حسن و حسين(ع) بود و دخترش فاطمه(س) و دامادش علی(ع) او را همراهی می کردند,به مکانی که برای مباهله وعده شده بود آمد... .

با ديدن اين صحنه لرزه بر اندام مسيحيان افتاد.پس به سوی او شتافتند و انصراف خود را از مباهله اعلام کردند و...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 5:32  توسط م.گ  | 

سال دهم هجرت است و پيغمبر به حج رفته، اين حج، حجه الوداع است، حج را به جا آورد و اينک در راه بازگشت است، ندايی می‌آيد، او جبرييل است و از طرف خدا برای او پيامی دارد: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللّه يعصمک من الناس ان اللّه لايهدی القوم الکافرين.(ای رسول ما، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين کار را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده‌ای و خدا تو را از مردم ايمن خواهد کرد،همانا خدا قوم کفر پيشه را هدايت نمی‌کند.)

 

ماموريت خطيری در بين است اگر رسول خدا آن را به انجام نرساند رسالتش به انجام نرسيده است. الان بهترين زمان و مکان است، آری اينجا غدير خم است، جايی که راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا می‌شود و همه حاجيان ناگزيرند از اين مکان بگذرند پس وقت آن است که پيغام به گوش همگان برسد.

 

صبر کنيد، يکی می‌گويد: همين جا بايستيد. او کيست؟ چه امر مهمی پيش آمده، مگر می‌توان اينجا و حالا توقف کرد، هوا بشدت گرم و خورشيد سوزان است، عده‌ای رفته‌اند و عده‌ای عقب مانده‌اند، چگونه جمع شويم؟
آری او رسول خدا محمدبن عبدالله است که از مراسم حجه الوداع باز می‌گردد و اينجا خم است و هيجدهم ذی الحجه، به آنها که رفته‌اند بگوييد بازگردند و صبر کنيد آنهايی که عقب مانده‌اند برسند.
آنهايی که رفته بودند بازگشتند و آنها که عقب مانده بودند، رسيدند.
اجتماع عظيمی در آن صحرای تفتيده گرد آمد ، جهاز شتران جمع آوری شد و منبری برای رسيدن ندای محمد (ص) به جمعيت فراهم آمد.
همه سراپا گوش و آماده‌اند تا سخن ختم رسل را بشنوند. محمد بر فراز منبر برآمد. آنگاه فرمودند:

من از ميان شما مي روم اما در ميان شما دو چيز گرانبها بر جا می گذارم؛کتاب خدا و اهل بيتم.بدانيد تا زمانی که به اين دو تمسک می جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد... .

آنگاه فرمود: ای مردم! چه کسی نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است ؟
گفتند: خدا و رسولش بهتر می‌دانند.


فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين ازخود ايشان سزاوارترم پس هر کس من مولا و سرپرست اويم ، علی مولا و سرپرست اوست.(من کنت مولاه فهذا علی مولاه)

 

سـپـس گـفـت : خداوندا! دوستی کن با هر کس که با علی دوستی کند و دشمنی کن با هر کس کـه عـلـی را دشمنی کند، دوست بدار هر کس که علی را دوست می‌دارد و دشمن دار هر کس او رادشـمـن می‌دارد، يـاری کـن هر کس را که ياريش کند و بی ياور بگذار هر کس تنهايش گذاردو حق را همواره با علی بدار هر جايی که باشد .
آنگاه فرمود ای مردم بايد حاضران ، اين پيام را به غايبان برسانند.
در اين هنگام چون خطبه نبوی به پايان رسيد امين وحی برای بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت .
اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتی و رضيت لکم الاسلام دينا.
امـروز ديـن شـمـا را کـامـل کـردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دين شما بـاشـد[اسلام را به عنوان دين برای شما پسنديدم ]پيامبر اکرم (ص) پس از دريافت اين پيام مسرت بـخش  فرمود: "اللّه اکبر! که دين کامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت علی بعد از من راضی شد".

 

پس هـمـه اصـحـاب دوبـاره با پيامبر بيعت کردند و همزمان با علی (ع ) نيز بيعت کردند. اولين کسانی کـه دسـت بـر دسـت پيامبر(ص ) و علی (ع ) نهادند:ابوبکر، عمر، عثمان ،طلحه و زبير بودند...

 

اينجا بود که واقـعـه غـديـر بـه پـايـان رسـيـد و حاجيان هر کدام راه ديار خويش گرفته در اطراف جزيره العرب پراکنده شدند آنان حديث ولايت را به گوش همه مسلمانان رساندند.
عيد غدير، حقيقتا يکی ‌از عظيمترين ‌اعياد اسلامی‌ است‌ و بنا بر بعضی‌ از روايات‌، بزرگتر از اعياد ديگر است‌ و در اين ‌باب ‌که ‌فضيلت‌ عيد غدير نسبت ‌به ‌ديگر اعياد، چه ‌قدر افزونتر است‌، روايات ‌معتبری ‌هم ‌داريم‌.

 

عید سعید غدیر خم بر همه شعیان جهان خصوصا

امام عصر(عج)

مبارک باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 5:44  توسط م.گ  | 

پانزدهم ذی الحجه سالروز

 

ولادت با سعادت دهمين اختر تابناک امامت

 

حضرت امام علی النقی(ع)

 

بر همه شيعيان جهان مبارک باد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 5:26  توسط م.گ  | 

ابراهيم(ع)در خواب ديد که خداوند او را به قربانی کردن فرزند

 

برومندش (اسماعيل(ع)) امر ميکند.او نيک مي دانست که رؤيای

 

پيامبران صادق است و وحی الهی است.

 

امتحانی پس از امتحان ديگر و سختی پس  از سختی ديگر... .

 

پيرمردی ناتوان که عمری را با زجر و سختی گذرانده و سرانجام

 

در عهد پيری خداوند به او فرزندی عطا کرده,که آن را هم بعد از

 

تولدش, در بيابانی خشک و بي آب وعلف رها ساخته؛و حالا همان

 

فرزند را بايد در عنفوان جوانی به امر خدا سر ببرد... !

 

  آری به امر خدا !!!

 

ابراهيم خليل الله همه اين کارها را به امر خدا انجام داده بود,و اين

 

سختيها را به خاطر اعتمادی که به خداوند داشت,تحمل کرده بود.

 

بي جهت نبود خداوند او را خليل الله ناميده بود.زيرا او بجز خدا را نميديد,

 

وفرمانی بجز فرمان خداوند را نمی شنيد.

 

اما شيطان که از اينهمه قرب ابراهيم به خداوند,به ستوه آمده بود,

 

همچون هميشه تلاش می کرد تا دوست خدا را از انجام فرمان خداوند

 

باز دارد,اما چه خيال خامی...

 

ابراهيم کسی نبود که گوش به حرف شيطان دهد.اوبه خوبی می دانست

 

که شيطان دشمن قسم خورده نوع بشر است.به طرفش سنگ انداخت...

 

 و بدين ترتيب باز هم شيطان نتوانست,

 

دوست خدا را فريب دهد و ابرهيم(ع) آماده اجرای فرمان خداوند شد.

 

اما بسيار سخت است که انسان,عزيزترين کس خود را با دست خود

 

قربانی کند؛ولی امر خدا بود و بايد اجراء می شد... .

 

چاقو را تيز کرد و آن را بر گلوی فرزند نهاد. ابراهيم هر چه تلاش

 

کرد چاقو نمي بريد.چاقويي که تا لحظه ای پيش سنگ خارا ,را تکه تکه

 

کرده بود,اکنون يارای بريدن گلوی اسماعيل را نداشت...

 

پس ندا آمد: ای ابراهيم! اين قوچ را به جای اسماعيل سر ببر,که تو از اين امتحان

 

همچون هميشه سربلند بيرون آمدی... .

 

و بدين ترتيب بود؛که رسم قربانی به ياد شکوه

اطاعت از معبود,توسط حجاج,و به عنوان يکی از اعمال حج مرسوم شد.

عيد سعيد قربان

 

عيد قرباني کردن نفس شيطانی

 

و, عيد اطاعت از معبود حقيقی

 

بر همگان مبارک باد.     

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 4:39  توسط م.گ  | 

 شهادت امام محمد باقر(ع)

 

بر همه مسلمانان جهان تسليت باد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 5:31  توسط م.گ  | 

 

   

                

                                                             

                        سالروز پيوند سبز دو معصوم آسمانی

          حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)     

                        بر همه خانواده های شيعه مبارک باد.        

                                                                          

                                                               

                                                             

      

(با اميد به آنکه ادامه دهنده راه اين الگوی خانوادگی باشيم.)

  

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 5:41  توسط م.گ  | 

-         نظم را رعايت کنيد.

-         صادق و راز نگهدار باشيد.

-         به خانواده و کسانی که دوستشان داريد , ابراز علاقه کنيد.

-         به خود و ديگران احترام بگذاريد.

-         مودب و مهربان باشيد.

 

                                         اين مطلب همچنان ادامه دارد... .  

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 5:7  توسط م.گ  |