|
هدیه به پیشگاه مقدس امام عصر(عج)
|
|
|
|
||||
|
/*
/*]]>*/
یک
شبی مجنون نمازش راشکست*****بی وضو در
کوچه لیلا نشست.
عشق آن شب مست مستش کرده بود*****فارغ از جام الستش کرده
بود.
سجده ای زد برلب درگاه او*****پر زلیلا شد دل پر آه او.
گفت یارب از چه خوارم کرده ای؟*****بر صلیب عشق دارم
کرده ای؟
جام لیلا را به دستم داده ای*****وندر این بازی شکستم
داده ای!
نشتر عشقش به جانم می زنی*****دردم از لیلاست آنم می زنی!
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن*****من که مجنونم، تو
مجنونم مکن!
مرد این بازیچه دیگر نیستم*****این تو و لیلای تو ... من
نیستم!
گفت: ای دیوانه لیلایت منم!*****در رگ پیدا و پنهانت منم!
سال ها با جور لیلا سا ختی*****من کنارت بودم و
نشنا ختی؟
عشق لیلا در دلت انداختم*****صد قمار عشق یک جا باختم!
کردمت آواره صحرا نشد*****گفتم عاقل می شوی اما نشد!
سوختم در حسرت یک "یاربت"*****غیر
لیلا برنیامد از لبت!
روز و شب او را صدا کردی ولی*****دیدم امشب با منی گفتم
بلی!
مطمئن بودم به من سر میزنی*****در حریم خانه ام در میزنی.
حال این لیلا که خوارت کرده بود*****درس عشقش بی قرارت
کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم*****صد چو لیلا کشته در
راهت کنم.
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 8:0 توسط م.گ
|
|
|||||
|
|||||